السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
82
تفسير الميزان ( فارسي )
با توجه به اينكه خداوند امر به فحشاء نمىكند ، گفته شده است ] و اينكه فرمود : « ما به مترفين آن قوم دستور داديم تا در آن قريه ها فسق و فجور كنند » با اينكه از كلام خداى تعالى اين معنا را مىدانيم كه هرگز امر تشريعى به فسق و فجور نكرده و بلكه صريحا فرموده : « قُلْ إِنَّ اللَّه لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ » « 1 » ، لذا مىفهميم كه اين امر ، امر تشريعى نبوده . و اما تعلق نگرفتن امر تكوينى ، به معصيت ، از آن جهت كه معصيت است نيز واضح است بلكه واضحتر از امر تشريعى است ، زيرا اگر خداوند امر تكوينى به عملى كند ، آن عمل ، ضرورى شده و ديگر متعلق به اختيار كسى نمىشود ، و وقتى عملى اختيارى انسان نشد انجامش معصيت نيست ، هم چنان كه قرآن كريم در معناى امر تكوينى خداوند فرموده است : « إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 2 » . بنا بر اين اگر متعلق امر ، در جمله « امرنا » اطاعت باشد ، امر به معناى حقيقى يعنى امر تشريعى خواهد بود ، يعنى امرى كه با زبان پيغمبرشان به ايشان ابلاغ شده ، پيامبرى كه مبعوث شدنش براى انذار ايشان به عذاب خدا در صورت مخالفت امر او بوده است ، و قبلا هم اشاره كرديم كه اصولا اين شان يعنى انذار مردم از مختصات فرستادگان خداست . پس قوم هر پيغمبرى اگر مخالفت كنند و از امر پروردگارشان فسق بورزند ، قول عذاب برايشان محقق مىشود ، يعنى مبتلا به عذاب و هلاكت مىگردند . و اگر متعلق امر در جمله مورد بحث ، فسق و معصيت باشد ، مقصود از امر اين خواهد بود كه ما نعمت را برايشان افاضه نموده و بر سبيل املاء و استدراج فراوانش كرديم تا بدين وسيله دسترسيشان به فسق بيشتر گشته و فسق را از حد بگذرانند و قول بر آنان محقق گردد تا عذاب نازل شود . اين دو وجه بود كه با هر يك از آنها جمله « امرنا . . . » را مىتوان توجيه نمود . اما وجه اول از دو جهت بعيد است ، يكى اينكه خلاف ظاهر است ، چون ظاهر اينكه مىگوئيم : « دستورش دادم و او چنين و چنان كرد » اين است كه دستور به عين همان عملى كه او كرده صادر شده است ، و در آيه مورد بحث هم ظاهر اين است كه امر به خود فسق تعلق گرفته باشد ، نه به طاعت . دوم اينكه تا همه اهل يك شهر فسق نورزند بلاى عمومى نازل نمىشود ، و با اين حال وجهى نيست كه امر تنها متوجه مترفين شود .
--> ( 1 ) بگو خداوند امر به فحشاء نمىكند . سوره اعراف ، آيه 28 . ( 2 ) و چون چيزى را اراده كند بگويد باش بى درنگ خواهد شد . سوره يس ، آيه 82 .